خبری نیست ........

بیرون هیچ خبری نیست

بیرون از خانه

بیرون از شهر

بیرون از خود

اتفاقات همانجا که هستی می افتند

بیرون که میروی ، می دوند

رد می شوند

از خانه

از شهر

از تو...........

سید محمد مرکبیان             

/ 2 نظر / 23 بازدید
محمد علی

با سلام و عرض ادب.....[لبخند][گل] گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایی هاست !!! عینک را برداشتم ... وحشت کردم از هیاهوی آدم های رنگی که چهره ی کریه شان را آراسته بودند تا دروغ بگویند و لذت ببرند.......... عینکم را بدهید می خواهم به دنیای یکرنگم پناه ببرم !!!!!!!!! http://daryayedastan.persianblog.ir/داستان های کوتاه(عشق) http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/دلم گرفته آسمان

یه نفر

زندگی عجیب سخت است. کمی تسلی میخواهم .[گل]